متین جونیمتین جونی، تا این لحظه: 23 سال و 7 ماه و 1 روز سن داره

متین ومبین...عزیزم

دختردایی نازم هلنای باهوش

این دختردایی محمدم خیلی دوسش دارم اسمش هلناست البته یه داداش کوچیکترداره که اسمش امیرعلی ولی اون روز پیش مانبوده چون مامنزل خاله منصوره مهمون بودیم هلناامده بوددنبالمون همون روزی که همه لباس قرمزپوشیده بودیم ...
31 شهريور 1392

یاسمن ومهربان توپولو

اینجاخونه مامان جونم است این دخترخالم یاسمنه خیلی دوسش دارم پنج سال تویه کلاس بودیم ولی امسال جداشدیم البته اون ازمن چندماهی کوچیکتره ولی اون موقعه که دزفول بودیم همیشه ازراه مدرسه میومدخونمون وبعدازدرسامون کلی باهم بازی میکردیم اونم الان خیلی تنها شده چون فقط بامن بازی میکردوهمدیگروخیلی دوست داریم ابته من بیشتروقتا بهش زورمیگفتم ولی اون کوتاه میومد ...
31 شهريور 1392

بدون عنوان

اینجاماهنوزدزفول زندگی میکردیم تولدم اونجاگرفتم ایناهم دخترخالم یاسمن که خیلی دوسش داشتم بیشتروقتاباهم بودیم درس میخوندیم بعدش بازی میکردیم اونو خیلی دوس دارم وهمبشه دلم براش تنگ میشه..کوچکتری ریحانه دختر عمه مه بااونم خیلی بازی میکردم خیلی دوسش دارم.هلنا دخترداییمه بغلمه خیلی باهوشه اونم خیلی دوس دارم.......... ...
17 مرداد 1392